روایت مهندس مجتبی بدری بنامم، سازنده بیوراکتورهای فاز پایلوت و مدیر عامل شرکت گام تک تبریز

اولین فرمانتورساز ایرانی

مجتبی بدری بنام در تبریز در یک خانواده متوسط و کاملا فرهنگی متولد می­شود. از دوران دبیرستان به کارهای فنی علاقه داشت. علاقه به رشته فنی موجب می‌شود تا در دانشگاه تبریز در رشته مکانیک به ادامه تحصیل مشغول شود. در دوران دانشجویی در کنار درس در شرکت‌های فنی مختلف مشغول به کار می­شود. در یکی از این تجربه­‌ها که در شرکتی وظیفه نصب بیوراکتورهای ایتالیایی شرکت داروسازی دانا (زکریای سابق) را داشت. جنس این بیوراکتورها از شیشه بود. چند تا از این بیو راکتورها در راه بر اثر حمل شکسته بود. شرکت ایتالیایی هم حاضر به جبران خسارت نبود. قیمت این بیوراکتورها هم گران بود.

- من در آنجا به آن‌ها گفتم. بیشتر آن‌ها داروساز بودند. گفتم که برادر! ما اگر بخواهیم این را از استنلس استیل درست بکنیم. آیا شما اوکی می­دهید؟ آن‌ها هم گفتند از استنلس استیل نمی­شود. به دلیل اینکه شیشه­ی این باید کاملاً صیقلی شده باشد. حداقل یک­دهم میکرون منفذ داشته باشند. آن‌هم در استیل قابل‌اجرا نیست. من گفتم که نخیر، قابل‌اجرا است. من، مشابه این را در دست روس­ها دیده­ام. آن‌قدر چیز است که شما می­توانید با میکروسکوپ آن منفذها را اندازه بگیرید.

پیرمرد سماورسازی بود که در محله مقصودیه به صورت تجربی از روس­ها ساخت سماورسازی را یاد گرفته بود و مشغول کار بود. مهندس بدری با پرداخت 5000 هزار تومان روش کار را یاد می­گیرد و بیوراکتورهای با جنس اسنتلس استیل را بومی سازی می­کند. این کار بعدها برای ساخت بیوراکتور و انکیباتورهای تولید صمغ زانتان به کارش می­آید.

 

تصمیم برای تولید صمغ زانتان

مهندس بدری با وجود سن کم در حرفه خود یعنی ساخت و تامین و فروش قطعات ماشین های سنگین مانند لودر سرمایه خوبی بدست می­آورد. این کارها روح جستجوگر مجتبی را آرام نمی­کند.

  • پول جمع می­کردم ولی هدف این بود که به این راه بیایم. دلم در اینجا بود. مطالعه می­کردم. چند نوع ماده پیدا کردم که به روش بیو تولید می­شدند. به نظرم می­رسید که من می­توانم این کار را انجام بدهم. هی این‌ها سورت کردم. سورت کردم تا به این ماده رسیدم، به نام «زانتان». هم ازلحاظ مصرفی، باید در ایران مصرف می­شد. در آن سال­ها اصلاً مواد بیو مصرفی در ایران نداشتند. دیدم که در سال پنج‌تن از این مصرف می­شود.

 

زانتان گام یا گزانتان گام صمغی است که بوسیله تخمیر میکروبی بدست می آید. در دامنه وسیعی از درجه حرارت، pH و غلظت های نمک، ویسکوزیته آن ثابت می ماند. خاصیت پلاستیکی غیر حقیقی دارد و ویسکوزیته آن با هم زدن متوالی کم می شود. در آب سرد و گرم حل می شود و حتی در مقادیر کم محلول بسیار غلیظ تولید می کند. صمغ زانتان در دماهای بسیار زیاد و در محیط های آنزیمی پایدار می ماند. کاربرد اصلی زانتان غلظت دهنده و افزایش دهنده ویسکوزیته است. در صنایع غذایی به‌عنوان غلظت دهنده سس، ماست و سایر فرآورده های لبنی، بستنی و برخی آبمیوه ها به کار می رود. در برخی محصولات از صمغ زانتان به جای سفیده تخم مرغ استفاده می شود.

در صنایع دارویی و بهداشتی در ترکیب خمیر دندان، رنگ مو، کرم ها و لوسیون ها غالبا این ماده مصرف می شود. همچنین صمغ زانتان در صنعت نفت، دارو سازی، رنگ های ساختمانی، نساجی، سرامیک، کشاورزی، راه سازی و معدن به کار برده می شود.

یکی از کاربردهای مهم صمغ زانتان در چاه حفاری نفت می­باشد. با توجه نفت خیز بودن کشور این محصول یکی از محصولات استراتپیک در حوزه استخراج نفت به شمار می­رود.

مجتبی بر این اساس که در این حوزه کسی کاری نکرده است، وارد این وادی می­شود. در این زمینه مطالعات زیادی انجام می­دهد. به شهرهای مختلف، دانشگاه­های مختلف و حتی کشورهای مختلف مانند مالزی سفر می­کند تا دانش لازم را فرا گیرد. پس از چندین سال تلاش کتابی را پیدا می­کند که در این باره نگاشته شده بود. مجتبی پس از تلاش بسیار به نویسنده کتاب که فارغ التحصیل میکروبیلوژی دانشگاه تهران بود، می­رسد. آن سال­ها اواخر دهه 70 تلفن همراه بدان صورت نبود.

  • او یک روز در هفته، شب­ها به آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشگاه تهران در ساختمان زیست­شناسی می­رود. من به آنجا رفتم. یک هفته رفتم و او نیامد. به هرکسی هم می­گفتم، شماره نمی­داد. هفته­ی دوم نیامد. هر بار از تبریز به تهران می­رفتم!

 
بالاخره یک روز دکتر صعودی را پیدا می­کند و قضیه را به ایشان توضیح می­دهد. دکتر صعودی از موضوع خوشحال می­شود. چون بحث بیوتکنولوژی در ایران هنوز جا نیفتاده بود و از اینکه می­دید فردی برای سرمایه­گذاری در حوزه تخصص او پیدا شده است خوشحال شد. دکتر صعودی مشکلات مالی زیادی داشت. مجتبی به او کمک می­کند تا مشکلات مالی او حل شود. او هم پوروپزالی تهیه می­کند تا بر روی تبدیل فاز آزمایشگاهی که پروژه کارشناسی ارشد او بود، به فاز نیمه صنعتی کار کند. پس از چند سال دکتر صعودی موفق می­شود تا نتیجه بگیرد.

مجتبی بیوراکتورهای فاز پایلوت را خودش می­سازد. هزینه ساخت آنها در سال 78 حدود 50 میلیون تومان می­شود. برای این کار با مشقت زیاد دکتر سبحان­الهی استاندار وقت آزبایجان شرقی را ملاقات و کمک هزینه ای دریافت می­کنند. مکانی را هم برای این کار در جاده ایل گولی تبریز می­گیرند. پس از تلاش بسیار در فاز پایلوت نتیجه می­گیرند و تصمیم به راه­اندازی فاز نیمه صنعتی می­کنند.

 

شراکت با سازمان گسترش ونسازی صنایع ایران

مجتبی تمام سرمایه ای که در اوایل جوانی اندوخته بود را در این راه هزینه می­کند. برای ادامه کار با دکتر صعودی مشورت می­کند:

  • باهم صحبت کردیم. خلاصه، من یک سال مداوم به تهران رفت‌وآمد کردم. در آخر گفتند که در سازمان گسترش یک‌بخشی را تأسیس کرده­اند، مشکل تو را در آنجا حل می­کنند. آن زمانی بود که دوره­ی دوم ریاست خاتمی بود.

مجتبی برای پیگیری کارها به تهران می­رود. در آنجا بخشی به نام «صنایع نوین» ایجاد کرده بودند که کلا دو نفر کارمند داشت.

  • من در دلم گفتم که آقای رئیس­جمهور! من پنج شش سال از شما جلو هستم. اصلاً خوشحال شدم. خلاصه، زمان خام آن‌ها بود. من رفتم و حرف خاتمی را پیگیری کردم. فهمیدم که این را به سازمان گسترش دستور داده است.

خلاصه این‌ها تأسیس کردند. من طرح خودم «بیزینس پلن» را نوشتم و به این‌ها دادم. طرح کسب‌وکار. خواندند. یکی دو تا کارشناس گرفته بودند. گفتند که چون اول کار ما است. گروه معین سازمان گسترش باید این را تصویب بکند. من را بردند. من هم جوان بودم و نمی­دانستم. یک میزی به شکل بیضی بود. فکر می­کنم که سی چهل نفر بودند. چیزی مثل دفاع بود. من هم جوان بودم. گفتند که «آی آر» شما خوب است؛ ولی شما چه چیزی را می­توانید بیاورید؟ در آن زمان یک‌نفری در کنار من نشسته بود. به من گفت که بگو من زمینش را می­آورم. گفتم که زمینش را می‌آورم. ول نبود که زمینش را بیاورم! گفتم من زمینش را می­آورم. یکی هم پایلوت خودم را می­آورم. یکی هم دانش فنی خودم را می‌آورم. آن‌ها هم گفتند که باشد. پس همه‌چیز را برعهده گرفتید. گفتند ما هم پول می‌آوریم. نگو که بابا! این‌ها خواهند آمد برای علم ما یک‌رقمی کوچکی را تعیین خواهند کرد. برای پایلوت رقم کوچکی را تعیین خواهند کرد. آن‌ها به همان مقدار پول خواهند آورد. بعد خواهند گفت که برو خودت وامش را بگیر.

 

شروع مشکلات گام تک

مجتبی به گفته خودش در راه غلطی می­افتد. با وامی که از سازمان گسترش صنایع می­گیرد به صورت 49 درصد مجتبی و 51 درصد سازمان گسترش شریک می­شوند. مجتبی با وامی که میگیرد شروع به ساخت زیرساخت های کارخانه می­کند. پس از کلی مشقت پول تمام می­شود. 90 درصد پروژه هایش رفته اما برای 10 درصد باقی مانده نایی نمانده است. سازمان گسترش هم شروع بازپرداخت وام ها را زده است. قرض روی قرض انباشته می­شود.

با وجود اینکه کارخانه رسما به بهره برداری نرسیده است رجال مختلف از کارخانه بهره برداری سیاسی می­کنند. یک روز رییس جمهور، یک روز استانداری و یک روز وزیر صنعت برای افتتاح کارخانه می­آیند.

کارها می­خوابد. مجتبی از ترس طلبکارها شبها را در پارک می­خوابد. پس از کلی تلاش و پیگیری سازمان گسترش 100 میلیون وام برای کمک می­دهد؛ به شرطی که در نمایشگاه «علم و عمل ریاست جمهوری» شرکت کند.

مجتبی وام را می­گیرد و در نمایشگاه شرکت می­کند. در نمایشگاه به طور اتفاقی با فردی آشنا می­شود. این فرد که اسمش را نمی­گوید شماره فردی به نام جهانگیری که در بازرسی وزارت نفت بود را به مجتبی می­دهد. مجتبی با او تماس می­گیرد. جهانگیری بعد از شنیدن حرف­های مجتبی می­گوید که با مجتبی تماس می­گیرد.

یک ماه می­گذرد و خبری از آقای جهانگیری نمی­شود. مجتبی از او هم نا امید می­شود. بعد از مدتی آقای جهانگیری با مجتبی تماس می­گیرد.

بعد از بیست­وپنج روز بود که این مرد به من زنگ زد. سال 91 بود. فروردین‌ماه بود. باران می­بارید. اینجا تعطیل بود. از دست طلبکارها فرار می­کردم و می­رفتم در منظریه در پارک پنهان می­شدم. می­رفتم در پارک شاهگلی پنهان می­شدم. باران باریدن گرفته بود. او زنگ زد و گفت که من در یک جلسه­ای هستم. تمامی حضرات در اینجا هستند. این‌ها می­گویند که امکان ندارد که این ماده تولید بشود. اگر تولید بشود هم در حد آزمایشگاه است؛ چون ما تا اینجا چندین میلیارد پول خرج کرده­ایم و نتوانسته­ایم این را تولید بکنیم. بیا خودت با این‌ها صحبت بکن. با یک شخصی به اسم جاسم دشت بزرگ صحبت کردم. او گفت که آقا! کارخانه است و یا می‌آییم تا آزمایشگاه ببینیم؟ ما می­خواهیم بیاییم ببینیم.

 

سرمایه‌گذاری مهندس بکتاش و تولد دوباره گام تک

بعدها مجتبی متوجه می­شود که وزیر نفت آنجا می­گوید که تمام موارد لازم جهت حفاری را باید خودمان در ایران تولید کنیم؛ که آقای جهانگیری مجتبی را معرفی می­کند. طرح مجتبی در نمایشگاه تهران برگزیده شده بود و 3 سکه بهار آزادی جایزه برده بود. مجتبی سکه ها را می­فروشد و تاسیسات کارخانه را که به خاطر بدهی قطع شده بود را دوباره وصل می­کند. بازرسان پس از بازدید از کارخانه، صحت ادعای مجتبی را تایید می­کنند. وزارت نفت محصول مجتبی را وارد وندور لیست خود می­کند. مجتبی را به مهندس ناصر بکتاش مدیر شرکت درین کاشان، وصل می­کند تا مشکلات مالی کارخانه که در حدود چند میلیارد تومان بود، حل کند. پس از برطرف شدن مشکلات مالی کارخانه جانی دوباره می­گیرد و 10 درصد باقی مانده تمام می­شود. در حال حاضر زانتان تولیدی شرکت «گام تک تبریز» بخشی از نیاز صنعت حفاری نفت ایران را تامین می­کند.

از مجتی در مورد بازار زانتان پرسیدم:

  • در حال حاضر آمریکا و چین تولید کننده این ماده هستند. کیفیت آمریکایی نسبت به چینی بسیار بالا است. در عوض قیمت زانتان چینی بسیار پایین است. زانتان آمریکایی 9,5 دلار و چینی 3,5 دلار است. محصول ما با وجود کیفیت آمریکایی از قیمت چینی برخوردار است. این امر موجب شده تا در وندورلیست وزارت نفت قرار بگیریم.

 

در مورد میزان تولید هم گفتند که ما تنها یک بیستم میزان واردات را می توانیم تولید کنیم. باقی وارد می­شود. برخی از چین وارد می­کنند اما به جهت کیفیت پایین نمی­تواند استاندارد وزارت نفت را تامین کند، لذا آن را هم برای ما می­فرستند تا اصلاح کنیم. برای افزایش میزان تولید نیاز به سرمایه­گذاری کلانی است که فعلا توانایی آن مقدور نیست.